معنی نوآورده
6 بازدید
[ نَ / نُو آ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) بدیع. تازه. || باکوره. نوباوه. ناوباوه. (یادداشت مؤلف از زمخشری). نورس. تازه رس : انگور نوآورده ترش طعم بود روزی دو سه صبر کن که شیرین گردد. سعدی.
کلمات همقافیه با «نوآورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر