معنی نوآورد
5 بازدید
[ نَ / نُو آ وَ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) بدعت. بدع. (مهذب الاسماء). اختراع. ایجاد. احداث. || (ن مف مرکب) هر چیز تازه و نو. نوآورده. بدیع. تازه. رجوع به نوآورده شود. || هر چیز که به تازگی اشتهار یافته باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نوآورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر