معنی نهیدن
6 بازدید
[ نِ / نَ دَ ] (مص) نهادن. (برهان قاطع) (جهانگیری) (انجمن آرا). گذاشتن. (برهان قاطع). نشاندن. نصب کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به نهادن شود. || ترک کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به نهادن و وانهادن شود. || نهان کردن. (رشیدی). || غم خوردن. اندیشه کردن. (رشیدی) (برهان قاطع) (جهانگیری) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). فکر کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر