معنی نهید
5 بازدید
[ نَ ] (ع ص، اِ) نوعی از خوردنی که از مغز حنظل و آرد ترکیب کنند. (برهان قاطع). رجوع به نهیدة شود. || مسکهٔ تنک، و فی الصحاح: زبد نهید؛ اذا لم یکن رقیقاً، کذا فی الشمس و غیرها. (منتهی الارب). مسکهٔ سطبر که تنک نباشد. (فرهنگ خطی). زبد. و گفته اند زبد و سرشیر رقیق. (از اقرب الموارد). نَهد. نهیدة. نهدة. سرشیر گران و زیاد، یا سرشیر را چون زیاد و ضخم بود نهده گویند و چون اندک و تنک بود فهده . (از متن اللغة). نیز رجوع به نهده و نهیده شود.
کلمات همقافیه با «نهید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر