معنی نهکة
6 بازدید
[ نَ کَ ] (ع اِ) لاغری و سستی از بیماری و سختی آن. (از منتهی الارب). آثار بیماری از قبیل لاغری و ضعف. (از اقرب الموارد). || (مص) مبالغه نمودن سلطان در عقوبت کسی. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به نَهک شود. || سپری کردن شراب را. (از منتهی الارب). رجوع به نهک شود. || بیمار و لاغر کردن شراب شرابخواره را. (از ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || لاغر و رنجور کردن تب کسی را. نهاکة. نهک. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به نهک شود. || مبالغه کردن در چیزی. نهک. (از متن اللغة). رجوع به نَهک شود. || بیمار و لاغر گردیدن . (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نهکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر