معنی نهنانه
4 بازدید
[ نَ نَ ] (اِ) کلیچه و نان سفید. (یادداشت مؤلف از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) (اوبهی). اما در همهٔ فرهنگها بهنانه و پهنانه را به این معنی آورده اند. (یادداشت مؤلف): چو بنهاد آن تل سوسن به پیش من چنان بودم که پیش گرسنه بنهی ترید چرب و نهنانه. بوشکور (حفان).
کلمات همقافیه با «نهنانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر