معنی نهمت

معنی نهمت

5 بازدید
[ نَ مَ ] (ع اِ) مراد. (غیاث اللغات) (آنندراج). کمال مطلوب. غایت آرزو. کمال مقصود. ایده آل. (یادداشت مؤلف). رجوع به نهمة شود: کامران باش و به نهمت رس و بی انده زی شادمان باش و ز جان و ز جوانی برخور. فرخی. به کام و همت و نهمت رسیده گیرش دست به دولت پدر و عون ایزد دادار.فرخی. تا بود کام دل و نهمت مهجوران وصل تا بود زینت رخسارهٔ معشوقان خال.فرخی. زندگانی خداوند عالم سلطان ولی النعم دراز باد در بزرگی و دولت و پادشاهی و نصرت و رسیدن به امانی و نهمت در دنیا و آخرت. (تاریخ بیهقی). هر نهمتی که خیزد طبعت کند تمام هر حاجتی که افتد رایت کند تمام. مسعودسعد. خواهی که بخت و دولت گردند متصل با نهمت تو هیچ مکن منقطع رجا. مسعودسعد. بر همه کارها و نهمت ها چرخ گردنده در ضمان تو باد.مسعودسعد. بنگریستم، مانع سعادت... راحتی اندک و نهمتی حقیر است. (کلیله و دمنه). عاجز... در کارها حیران بود و وقت حادثه سراسیمه و نالان، نهمت بر تمنی مقصور و همت از طلب سعادت قاصر. (کلیله و دمنه). هر یکی پروازش از آفاق بیش واز امید و نهمت مشتاق بیش.مولوی. || قصد. میل. آهنگ. عزم. اراده همت. غایت همت : پگاه خواستن آمد نشان نهمت مرد که روز ابر همی باز به رسد به شکار. ابوحنیفهٔ اسکافی. نه هر که بست کمر راه سروری ورزید نه هرکه داشت زره نهمت خطر دارد. مسعودسعد. لشکری را که عزمت انگیزد همه بر نهمت ظفر باشد.مسعودسعد. به سرو ماند از آن باغ و بوستان طلبد به ماه ماند از آن نهمت سفر دارد. مسعودسعد. همت و نهمت بر طلب علم دین گردانیدم. (کلیله و دمنه). ایلچیان به استحضار کیوک فرستاده بود تا زمام مراجعت معطوف کند و عزیمت و نهمت بر مبادرت او مصروف. (جهانگشای جوینی). || (مص) همت بستن و قصد و اراده کردن بر چیزی. (غیاث اللغات). رجوع به شواهد قبلی و رجوع به نهمة شود. || حریص نمودن. (غیاث اللغات). رجوع به نهمة شود.

کلمات هم‌قافیه با «نهمت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید