معنی نهزة
6 بازدید
[ نُ زَ ] (ع اِ) فرصت. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (اقرب الموارد). پروای کار. (منتهی الارب). ج، نُهَز. || غنیمت. (منتهی الارب). اسم للشی ء الذی هو لک معرض، کالغنیمة. (متن اللغة). غارت. (ناظم الاطباء). || گویند: هو نهزةالمختلس؛ ای صید لکل احد، طعمه و شکار هر کسی است. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نهزة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر