معنی نهروان
4 بازدید
[ نَ رَ ] (اِخ) شهرکی است قدیمی در چهارفرسخی بغداد. (از سمعانی). شهرکی است [ به عراق ] با آبادانی اندک و اندر وی خرماست اندک و آنجا جایهایی است که خسروان کرده اند. (حدود العالم) (یادداشت مؤلف). دهی است چند مابین بغداد و کوفه، خوارج نهروان از آنجا بودند. (از رشیدی). شهری است از مداین سبعه به عراق عرب میان بغداد و واسط، بر شرقی دجله و به آن منسوب اند خوارج نهروان و بین حضرت علی بن ابیطالب (ع) و آنان در آنجا جنگی رخ داد. مؤلف معجم البلدان نویسد: نهروان مشتمل است بر نهروانات اعلی، نهروانات اوسط و نهروانات اسفل و آن عبارت است از کوره ای وسیع واقع در بین بغداد و واسط از جانب شرقی، حد اعلای آن متصل به بغداد است، در این کوره چند شهر متوسط یافت شود مانند: اسکاف، جرجرایا، صافیه، دیرقنی و جز آن. (از معجم البلدان): سپاهی به کردار کوه گران همیرفت گستاخ تا نهروان.فردوسی. لشکرگاه هرثمه بر نهروان بود بر دو فرسنگی از دروازهٔ بغداد. (ترجمهٔ تاریخ طبری ص ۵۱۳). کوچ کرد تا آب نهروان و از آن جانب بهرام چوبین فرود آمد. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۰۰). گرد سپهت به نهرواله سهم تو به نهروان ببینم.خاقانی. برای شرح جنگ نهروان رجوع به تاریخ طبری و الکامل ابن اثیر و مجمل ص ۷۷ و ۲۳۷ و غیره و خاندان نوبختی ص ۳۱ و حبیب السیر ج ۱ ص ۱۷۵ تا ۲۰۳ و نزهةالقلوب ج ۳ شود.[ نَ رَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان سجاس رود بخش قیدار شهرستان زنجان. در ۱۲ هزارگزی شمال غربی قیدار در دامنهٔ سردسیری واقع است و ۴۰۹ تن سکنه دارد. آبش از قنات و محصول عمده اش غلات و شغل مردمش زراعت و قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «نهروان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر