معنی نهرواله

معنی نهرواله

5 بازدید
[ نَ لَ / لِ ] (اِخ) شهری است از اقلیم دوم به گجرات، منسوب به نهروال بن هندو، اکنون او را پیرابتن خوانند و در سوابق ایام تمام مملکت گجرات را نهرواله می گفتند و بهو و بهیم از راجه های بزرگ آن ملک بوده اند که گرشاسب به عهد فریدون به محاربات آنان مأمور شده، چنانکه حکیم اسدی طوسی در گرشاسبنامه گفته: شهی بود در هند مهراج نام بزرگی به هرکار گسترده کام بهو نام خویشی بدش در پناه... حکیم فرخی در فتوحات و گشادن شهرها گفته : چو نهرواله که اندر دیار هند بهیم ز نهرواله همی کرد بر شهان مفخر. (از انجمن آرا) (از آنندراج). نام اصلی گجرات است و آن ولایتی است در هندوستان. (برهان قاطع). اکنون نامش احمدآباد است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). و نیز رجوع به تاریخ جهانگشای ج ۲ ص ۱۴۸ و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۲۵۹ و رجوع به نهلواره شود: گرد سپهت به نهرواله سهم تو به نهروان ببینم.خاقانی. دیگر شهر نهرواله که گویند هر روز پیلان بسیار از آنجا جامهٔ گازران به صحرا برند. (تاریخ بیهق ص ۱۸).

کلمات هم‌قافیه با «نهرواله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید