معنی نهبل
4 بازدید
[ نَ بَ ] (ع ص) مرد پیر. (مهذب الاسماء). شیخ مسن. (از متن اللغة). مسن. (اقرب الموارد). شیخ نهبل؛ پیر کلانسال. (منتهی الارب). تأنیث آن نهبلة است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نهبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر