معنی نهبرجای
4 بازدید
[ نَ بَ ] (ص مرکب) نابرجای. (فرهنگ خطی). نابجا. بی جا: نه برجای هر کار ناسازوار بود چون پلی ز آن سوی جویبار.اسدی.
کلمات همقافیه با «نهبرجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر