معنی نهایة
10 بازدید
[ نَ یَ ] (ع مص) نیک خردمند گردیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).[ نِ یَ ] (ع اِ) پایان. (دهار). کرانه. کناره. (صحاح الفرس). پایان چیزی و غایت آن. (از منتهی الارب) (از متن اللغة). رجوع به نهایت شود. || سرچوب عران در بینی شتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغة). سر چوبی که در بینی شتر کنند. (ناظم الاطباء). || چوب که بر آن بار بردارند. (منتهی الارب) (آنندراج). چوبی که بارها بر آن نهند و حمل کنند و به فارسی آن را ناهوگویند. (از متن اللغة). || عقل. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نهایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر