معنی نهاوندی
5 بازدید
[ نِ وَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به نهاوند است. رجوع به نهاوند شود. || نام پرده ای است از موسیقی و این غیر از نهاوند است. (جهانگیری) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (رشیدی): نماز شام رسید ای بت سمرقندی بساز چنگ و بزن پردهٔ نهاوندی. نزاری (از جهانگیری). به گوش اندر همی گویدت گیتی بار بر خر نه تو گوش دل نهادستی به دستان نهاوندی. ناصرخسرو.[ نَ وَ ] (اِخ) عبدالرحیم نهاوندی (میرزا...) از اعاظم علمای امامیهٔ قرن اخیر است و اواخر عمر در تهران سکونت جست و در مدرسهٔ مروی به تدریس پرداخت. حاشیهٔ رسائل شیخ انصاری تألیف اوست. به سال ۱۳۰۴ هـ . ق. در تهران وفات یافت. (از ریحانةالادب ج ۶ ص ۲۶۷). و رجوع به الذریعه الی تصانیف الشیعه شود.[ نَ وَ ] (اِخ) علی بن ملا فتح اللََّه نهاوندی از اصولیین و فقهای قرن اخیر است. او راست: تشریح الاصول الصغیر و تشریح الاصول الکبیر و مقدمةالواجب. به سال ۱۳۲۲ هـ . ق. در نجف درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۶۹). و رجوع به احسن الودیعه ج ۱ ص ۱۶۳ شود.
کلمات همقافیه با «نهاوندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر