معنی نهالین
3 بازدید
[ نِ ] (اِ) توشک. لحاف. (غیاث اللغات) (آنندراج). نهالی. تشک. دوشک. مسند. بستر. بالش : اگر شاه باشیم و گر زردهشت نهالین ز خاک است و بالین ز خشت. فردوسی. نصربن احمد از اسب فرود آمد و نهالین بیفکند و بنشست و امیر اسماعیل برسید و خویشتن از اسب بینداخت و پیش آمد و نهالین را بوسه داد. (تاریخ بخارا ص ۱۰۰). پوستین پاره ای بدش بر دوش شب نهالین و روز بالاپوش.شیخ بهائی.
کلمات همقافیه با «نهالین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر