معنی نهازی
6 بازدید
[ نُ ] (حامص) پیش آهنگی. پیش روی. پیشوائی. نهاز بودن : نیابد عدوی تو هرگز بلندی نیابد بز لنگ هرگز نهازی.قطران. رجوع به نهاز شود. - نهازی کردن؛ پیشاهنگ شدن. پیشرو رمه گشتن. راهبری کردن : دل گمراه را زی راه دین کش به از تو کرد نتوان کس نهازی.ناصرخسرو. از هول تو شیر نهازخواره پیش رمه ترسان کند نهازی.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «نهازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر