معنی نهاریدن
4 بازدید
[ نَ دَ ] (مص) مصدر نهار است که چیزی خوردن اندک باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). چاشت خوردن. ناهار خوردن. چیزی اندک در بامداد خوردن. (ناظم الاطباء).[ نِ دَ ] (مص) ترسیدن. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). بترسیدن از چیزی یا از کسی. (اوبهی). ترسیدن. واهمه کردن. (برهان قاطع): زلف گوئی ز لب نهاریده ست به گله سوی چشم رفتستی. بخاری (از رشیدی). || گداختن و کاستن بدن. (برهان قاطع). ظاهراً مصحف نهازیدن است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || اتلاف کردن. بیجا خرج کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نهاریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر