معنی نمیده
5 بازدید
[ نَ دَ / دِ ] (ن مف) نمید. چیزی نم دیده را گویند. (از جهانگیری) (از رشیدی). نم کشیده. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء): پی رم برگرفت آن دل رمیده نسیمی برده از خاک نمیده.نزاری قهستانی. || میل کرده. توجه نموده. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ نُ دَ / دِ ] (ن مف) نومیدشده. ناامیدگردیده. (برهان قاطع) (آنندراج). مأیوس گشته. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نمیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر