معنی نمید
5 بازدید
[ نُ ] (ص مرکب) مخفف ناامید است. (برهان قاطع) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از جهانگیری). مأیوس. قانط. آیس. خائب. ناامیدوار. (یادداشت مؤلف). رجوع به نومید شود: به دوری ز خویشانت آرد نوید نمایَدْت طبع و نشاند نمید.اسدی. ای خردمند نکته ای بشنو وز عطای خدا نمید مشو.سنائی. قهرش ادریس را نداده نوید لطفش ابلیس را نکرده نمید.سنائی. || بدکار و بیچاره. (ناظم الاطباء).[ نَ ] (ن مف) نم کشیده. (ناظم الاطباء). نمیده. چیزی نم دیده. (از جهانگیری) (از رشیدی). رجوع به نمیده شود. || (اِمص) حاصل مصدر از نمیدن است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نمید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر