معنی نمو یافتن
5 بازدید
[ نُ مُ وو / مُ وْ تَ ] (مص مرکب) رشد کردن. بالیدن. برآمدن. بالا آمدن. پرورش یافتن : این بزرگ در حجر تربیت پدر نشو و نمو یافته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۵۵). بر آن اعتقاد نشو و نمو یافته و عقاید ایشان بر آن مستقیم و مستدیم گشته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۱۴).
کلمات همقافیه با «نمو یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر