معنی نمونه کردن
6 بازدید
[ نُ / نِ مو نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) سرمشق قرار دادن. الگو گرفتن. قدوه و پیشوا کردن. (یادداشت مؤلف): زندگانی چگونه باید کرد چه کسان را نمونه باید کرد؟اوحدی. || تباه کردن. زشت کردن : ونجنک را همی نمونه کند در گلستان به زلف ونجنکی.خسروی. || نامزد کردن. (یادداشت مؤلف): چون به نام خودش نمونه کند چون خودش زشت و باشگونه کند.سنائی. || در تداول، اندکی به قصد امتحان از چیزی برگرفتن.
کلمات همقافیه با «نمونه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر