معنی نموم
5 بازدید
[ نَ ] (ع ص) سخن چین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). بسیار غمازی کننده. (غیاث اللغات) (آنندراج). نمام. منم. (متن اللغة). نام. (اقرب الموارد). خبرکش. دوبه هم زن. (یادداشت مؤلف). || ورغلاننده و آراینده سخن را به دروغ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به معنی قبلی شود.
کلمات همقافیه با «نموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر