معنی نمودار شدن
5 بازدید
[ نُ / نِ شُ دَ ] (مص مرکب) ظاهر شدن. پدید آمدن. نمایان شدن. مرئی گشتن : همی بود تا شب نمودار شد فرورفت مهر و جهان تار شد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «نمودار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر