معنی نموداری
6 بازدید
[ نُ / نِ ] (حامص) آشکاری. هویدائی. ظهور. بروز. آشکار شدن یا بودن. || اشتهار. (از ناظم الاطباء). || (ص نسبی) نمونه ای. برسبیل شاهد و مثال : و امثله نموداری و رموز و اشارات او پسندیده داشت. (سندبادنامه ص ۲۷۹).
کلمات همقافیه با «نموداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر