معنی نمق
8 بازدید
[ نَ ] (ع مص) طپانچه زدن بر چشم کسی. (از منتهی الارب). لطمه زدن بر چشم کسی. (از اقرب الموارد). || نبشتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). نوشتن نامه را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || نقش و نگار کردن کتاب و نامه را، و هو نمیق. (از متن اللغة).[ نَ مَ ] (ع اِ) نمق الطریق؛ میانهٔ راه و معظم آن. (منتهی الارب). متن و وسط راه. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نمق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مق» برای سرودن شعر