معنی نمغة

معنی نمغة

6 بازدید
[ نَ مَ غَ ] (ع اِ) جان دانهٔ کودک نوزاد که جنبان باشد. (منتهی الارب). آنجا که می جهد از پیش سر کودک. (فرهنگ خطی). قسمتی از یافوخ کودک نوزاد که هنگام تولد جنبان است. (از متن اللغة). || نمغةالجبل؛ زبر کوه، و کذلک نمغةالرأس. (منتهی الارب) . بلندی کوه. (فرهنگ خطی). بالاترین نقطهٔ کوه. اعلی الجبل. (از اقرب الموارد). || گزیدهٔ قوم. (منتهی الارب). خیارالقوم. برگزیدهٔ قوم. (از اقرب الموارد). || میانهٔ قوم. (از منتهی الارب). وسط قوم. (ناظم الاطباء). النمغة من القوم؛ وسطهم. (متن اللغة) (از اقرب الموارد). || بسیاری مال. (منتهی الارب). کثرت مال. (اقرب الموارد). بسیاری ستور. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «نمغة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید