معنی نمزده
5 بازدید
[ نَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مرطوب. که قطرات آب یا باران بر آن نشسته باشد. آب زده : رویش از خاک چو برداشتم از خوی شده بود لاله برگش چو گل نم زده در وقت سحر. سنائی. || آب پاشیده. آب پاشیده شده : راه چون رفته گشت و نم زده شد همه راه از بتان چو بتکده شد.نظامی.
کلمات همقافیه با «نمزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر