معنی نمری
7 بازدید
[ نَ مَ ] (اِخ) حسین بن علی نمری بصری، مکنی به ابوعبداللََّه. از شاعران و نحویون قرن چهارم هجری است. او راست: اسماء الفضة و الذهب. الخیل الملمع. مشکلات الحماسة یا معانی الحماسة. به سال ۳۸۵ هـ . ق. درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۳۳). و رجوع به روضات الجنات ص ۲۳۸ و قاموس الاعلام ج ۶ ص ۴۶۰۰ شود.[ نَ مَ ] (اِخ) منصوربن سلمةبن عبدالعزیز یا زبرقان بن سلمةبن شریک، نمری القبیلة جزری الاصل بغدادی الاقامة، مکنی به ابوالقاسم یا ابوسلمة. از مشاهیر شاعران اوایل عهد بنی عباس و از مدیحه گویان هارون الرشید و اشراف دولت اوست. در سال ۲۱۰ هـ . ق. وفات یافته است. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۳۳). و رجوع به هدیةالاحباب ص ۲۵۹ و مجالس المؤمنین ص ۲۲۹ و کنی و القاب قمی ص ۲۲۰ و تاریخ بغداد ج ۱۳ ص ۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «نمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر