معنی نمدار
4 بازدید
[ نَ ] (نف مرکب) مرطوب. دارای تری اندک. (ناظم الاطباء). نمگن. || (اِ مرکب) درختی است از انواع زیزفون که در جنگل های شمال ایران فراوان است و نام محلی آن پالاد و پالاس است. رجوع به جنگل شناسی ج ۶ ص ۱۲۷ شود.
کلمات همقافیه با «نمدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر