معنی نقیعة
5 بازدید
[ نَ عَ ] (ع اِ) نام ضیافت قدوم سفر. (غیاث اللغات از صراح و شرح نصاب). مهمانی مسافر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مهمانی بازآمدن از سفر. (مهذب الاسماء) (از المرقاة ص ۶۷). طعام که برای ازسفررسیده فراهم کنند. (از اقرب الموارد). || ستور که در مهمانی کشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ج، نقائع. و منه قولهم: الناس نقائع الموت؛ أی یجزرهم جزر الجزار النقیعة. (تاج العروس). || طعام مردی آن شب را که مالک گردد. (منتهی الارب) (آنندراج). طعامی که مرد در شب عروسی که زن میگیرد میدهد. (ناظم الاطباء). ج، نُقُع.
کلمات همقافیه با «نقیعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر