معنی نقیذة
6 بازدید
[ نَ ذَ ] (ع ص، اِ) اسبی که از دست دشمن رهانیده باشند آن را. (منتهی الارب) (آنندراج). آنچه از دست دشمن رهانده باشند از قبیل اسب و اشتر و جز آن. (از اقرب الموارد). ج، نَقائِذ. || زره. (منتهی الارب) (آنندراج). درع. (اقرب الموارد). || زن که او را شوی بوده باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). زن شوهردار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نقیذة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذة» برای سرودن شعر