معنی نقلیه
5 بازدید
[ نَ لی یَ / یِ ] (از ع، ص نسبی) تأنیث نقلی. مقابل عقلیه. - علوم نقلیه؛ چون حدیث و تاریخ. مقابل علوم عقلیه. (یادداشت مؤلف). - وسائط (وسائل) نقلیه؛ هرچه بدان چیزها را حمل و نقل کنند از آدمی و خر و استر و اسب و گاو و ارابه و گاری و دلیجان و درشکه و کالسکه و اتوبوس و کامیون و اتومبیل و ترن و غیره. (یادداشت مؤلف). || (اِ) بارکشی. (لغات فرهنگستان) (ناظم الاطباء). باربرداری. || اجرت حمل و نقل. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نقلیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر