معنی نقطهجو
7 بازدید
[ نُ طَ / طِ ] (نف مرکب) نقطه بین. دقیق. باریک اندیش. موهوم طلب : با وهم نقطه جو دهنت گفت درگذر کآن ذره ایم ما که نیائیم در شمار.لنبانی.
کلمات همقافیه با «نقطهجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر