معنی نقطة

معنی نقطة

6 بازدید
[ نُ طَ ] (ع اِ) خجک سیاهی بر سپیدی یا عکس آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خجک که بر حرف معجمه گذارند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). علامتی است شبیه کرهٔ کوچکی که بر زبر یا زیر حروف معجم گذارند تا بدان بعض حروف را از بعض دیگر تمیز دهند، مانند تا و با و جیم و خا، و گاه آن را بین جملات نهند تا محل فصل و وقف کلام مشخص شود. (از اقرب الموارد). ج، نِقاط، نُقَط. نقطه. رجوع به نقطه شود. || مال گزیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || سرخط. (از متن اللغة). || مرکز. (المنجد). نقطةالدائرة؛ مرکز دایره. (از اقرب الموارد). نقطهٔ پرگار؛ مرکز پرگار. (از مهذب الاسماء). رجوع به نقطه شود.

کلمات هم‌قافیه با «نقطة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید