معنی نقش نهادن
5 بازدید
[ نَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) تصویر کردن. نقش کردن : شکسته همچو نگارم ز نوک خامهٔ فکر که بر صحیفهٔ دل نقش آن نگار نهد. نجیب الدین گلپایگانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقش نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر