معنی نقش سوختن
6 بازدید
[ نَ تَ ] (مص مرکب) در قمار نقش خوب آوردن و از آن سودی نبردن. ناکام شدن : بسکه نقشم در قمار عشقبازی سوخته ست گل کند داغم به رنگ کعبتین از استخوان. اثر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقش سوختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر