معنی نقش انگیختن
6 بازدید
[ نَ اَ تَ ] (مص مرکب) رل بازی کردن. (یادداشت مؤلف). || صورت سازی کردن. تصویر کردن : هر نفس عشق دوصد نقش بدیع انگیزد تا نگردد به خود آن آینه سیما مشغول. صائب (از آنندراج). رجوع به نقش برانگیختن شود.
کلمات همقافیه با «نقش انگیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر