معنی نقش افکندن
4 بازدید
[ نَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از آفریدن و تصویر کردن. (از آنندراج): باد صبا بر آب گر نقش قد افلح افکند هم تو فلاح فتح را بر شط مفلحان بری. خاقانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقش افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر