معنی نقذ
5 بازدید
[ نَ ] (ع اِمص) آرامش. سلامت. (منتهی الارب) (آنندراج). سلامة. (اقرب الموارد). منه قولهم: نقذاً لک؛ للعاثر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (مص) رهانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). خلاص دادن و نجات بخشیدن. (از اقرب الموارد). || یکسو کردن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ نَ قَ ] (ع ص) رهانیده . (منتهی الارب) (آنندراج). خلاص داده و نجات بخشیده. (از اقرب الموارد). || (اِ) گویند: ما له شقذ و لانقذ؛ نیست او را چیزی. (از منتهی الارب). رجوع به شقذ شود. || (مص) رستن. رهیدن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قذ» برای سرودن شعر