معنی نقداً
5 بازدید
[ نَ دَنْ ] (ع ق) فی الفور. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || به نقد. به وسیلهٔ وجه نقد. (فرهنگ فارسی معین). مقابل به نسیه و نسیةً. || بالفعل. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عجالة. (ناظم الاطباء). فعلاً. اکنون. کنون. نون. اینک. نک. حالا. فی الحال. الحال. (یادداشت مؤلف). || مقابل جنساً. (یادداشت مؤلف). با پول. پولی.
کلمات همقافیه با «نقداً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر