معنی نقبافکن
5 بازدید
[ نَ اَ کَ ] (نف مرکب) نقب زن. آنکه در خانهٔ کسی نقب زند. (آنندراج). دزد خانه. (ناظم الاطباء): بی ترس تیغ و دار بگوئیم تا که ایم نقب افکن خزینهٔ ترکان صبحگاه. خاقانی. رفوکاری ز نقب افکن نخواهند بسان حک کاغذ از تبرزن. امیرخسرو (آنندراج). || معدن چی. (ناظم الاطباء). رجوع به نقب زن شود.
کلمات همقافیه با «نقبافکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر