معنی نقاوة

معنی نقاوة

5 بازدید
[ نَ وَ ] (ع اِ) بهین. (دهار). خیار و خلاصهٔ چیزی. (از اقرب الموارد). برگزیدهٔ چیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نقوة. نقایة. (منتهی الارب). نُقاوَة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). نقاة. (اقرب الموارد). ج، نقا، نقاء. رجوع به نقاوه شود. || (مص) پاکیزه گردیدن. (از منتهی الارب). پاک شدن. (زوزنی) (دهار). نقاء. نقائة. نقایة. نُقاوَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به نقاء شود.
[ نُ وَ ] (ع اِ) برگزیده. خلاصه. (آنندراج). رجوع به نَقاوَة شود. || گیاهی است شور که بدان جامه شویند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، نقاوی. || (مص) نقاء. نقائة. نقایة. نَقاوَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به نقاء و نَقاوَة شود.

کلمات هم‌قافیه با «نقاوة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید