معنی نقاهت
8 بازدید
[ نَ هَ ] (از ع اِمص) برخاستن از بیماری. نقه. نقوه. (یادداشت مؤلف). نقاهت که معمولاً به معنی بیماری استعمال می شود در لغت به معنی فهمیدن است و مصدر فعل نقه به معنی بهبود توأم با ضعف «نقاهت» نیست بلکه «نقه» بر وزن «فرح» و «نقوه» بر وزن «سرور» است. (از نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز). رجوع به نقه شود. || (اِمص) به شدگی از بیماری و ضعف و سستی و کسالت پس از برخاستن از بیماری... (ناظم الاطباء). از بیماری برخاستگی. بهتری از بیماری. (یادداشت مؤلف). رجوع به نقاهة شود.
کلمات همقافیه با «نقاهت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هت» برای سرودن شعر