معنی نقارة
6 بازدید
[ نِ رَ ] (ع اِمص) حرفهٔ نقار. کنده گری روی چوب و سنگ، و نقاشی روی ساز و برگ اسب. (از اقرب الموارد). رجوع به نَقّار شود.[ نَ قْ قا رَ ] (ع ص) تأنیث نقار است. (از اقرب الموارد). رجوع به نَقّار شود. || (اِ) آن آهن که بدان نقش کند زرگر. (مهذب الاسماء). آن آهن که بدان کنده گری کنند. (یادداشت مؤلف).[ نُ رَ ] (ع اِ) آن قدر که مرغ به یک منقار زدن برچیند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر