معنی نقادی
6 بازدید
[ نَ قْ قا ] (حامص) سره کردن پول و خوب را از بد جدا کردن. (ناظم الاطباء). عمل نقاد. رجوع به نقاد شود. || سخن سنجی. نقد. ناقدی. رجوع به نقد شود.
کلمات همقافیه با «نقادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر