معنی نقاب انداختن
4 بازدید
[ نِ اَ تَ ] (مص مرکب) نقاب انداختن از چیزی؛ آن را نمایان کردن. پرده از آن برگرفتن : ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته لعل تو سنگ سرزنش بر آفتاب انداخته. خاقانی. - نقاب انداختن بر چیزی؛ آن را پنهان کردن. مخفی کردن. پوشاندن.
کلمات همقافیه با «نقاب انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر