معنی نفقة
6 بازدید
[ نَ فَ قَ ] (ع اِ) هزینه. (مهذب الاسماء) (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۱۰۰) (دهار) (ناظم الاطباء). آنچه از درم و امثال آن صرف خویشتن با عیال خود کنند. (از متن اللغة). هزینه از درم و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج). آنچه از درم و مانند آن انفاق کنند. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ج، نفاق، نفقات . رجوع به نفقه شود. || (اِمص) اسم است انفاق را. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از کشاف اصطلاحات الفنون). خرج نمودن درم و مانند آن. (ناظم الاطباء). صرف مال. (فرهنگ خطی). رجوع به نفقه کردن شود.[ نُ فَ قَ ] (ع اِ) یکی از سوراخ های نهانی کلاکموش. (منتهی الارب) (از المنجد). نافقاء. (از اقرب الموارد). نفقاء. (المنجد).
کلمات همقافیه با «نفقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر