معنی نفس گسستن
5 بازدید
[ نَ فَ گُ سَ سْ تَ ] (مص مرکب) نفس از کسی گسستن یا نفس کسی را گسستن؛ نفس او را قطع کردن. به حیاتش پایان دادن. کشتن. میراندن : اگر شهریاری و گر زیردست چو از تو جهان این نفس را گسست. فردوسی. || نفس بریدن. مردن : طوطئی زآن طوطیان لغزید و پس اوفتاد و مرد و بگسستش نفس.مولوی. || خاموش شدن. ساکت شدن.
کلمات همقافیه با «نفس گسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر