معنی نفرة
4 بازدید
[ نَ رَ ] (ع اِ) یکبار رمیدن. (آنندراج). واحد نفر است. (از اقرب الموارد). رجوع به نَفَر شود. || قومی که به کاری پیش روند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || گروهی که با کسی رمند. (منتهی الارب). گروهی که با کسی رمند و فرار کنند. (ناظم الاطباء). القوم ینفرون معک و یتنافرون فی القتال. (از اقرب الموارد). || خویش و نزدیک مرد که به خشم وی خشمناک شوند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نافرة. (از اقرب الموارد). رهط. عشیره و اسرهٔ مرد. (از متن اللغة). || گروه مردم از سه تا ده. (منتهی الارب). رجوع به نفر شود.[ نُ رَ ] (ع اِ) حکم. فرمان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنچه جهت دفع چشم زخم بر کودک آویزند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نُفَرَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (متن اللغة).[ نُ فَ رَ ] (ع اِ) نُفرَة. (منتهی الارب). رجوع به نُفرَة شود.
کلمات همقافیه با «نفرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر