معنی نفخ کردن
5 بازدید
[ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) به نفخ مبتلا شدن. آماس کردن. ورم کردن. رجوع به نفخ شود.
کلمات همقافیه با «نفخ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر